بفرما قهوه تلخ!


+ سوگلی امروزی و دیروزی

ی چند روزه به سلامتیه رفیقای بی مرام و هوای بس ناجوانمردانه گرم و درسای تلنبار شده و نخونده؛ دیگه نمیرم پیاده روی... خدایی دهن فاطی وا مونده بود که تونسته بودم توی یک ماه دور و برم رو صاف و صوف کنم اما الان دوباره به شدت رو به رشدم ماشالا!!!

آمدنی چندتا خانم رو دیدم که توی پارک بدو بدو میکردن و هیچکدوم ترتیب و ترکیب نازی نداشتن(البته واسه خداجون مهربون کاری نداره که در عرض دو سوت ترتیب من رو هم بده) بندگان خدا شدیدا تلاش میکردن و منو به خنده انداختن؛ نه اینکه به اونا بخندم؛ یادم آمد از جوونیا وقتی همه بهم میگفتن وای اینقدرم لاغر و باریک خوب نیست! و حالا همونا برای یکم وزن کم کردن دارن جون میدن...

بعد یادم افتاد از اینکه قدیما چقدر دخترای تپل مپل توی بورس بوده... و اینکه یاد سوگلی های ناصرالدین شاه(یا یکی از همین شاه های قاجار) افتادم... ی عکس که خیلی توی شبکه های ارتباطی پخش شد؛ البته من قبلا توی موزه مربوط به دوره قاجار اون عکس رو دیده بودم و کلی هم لذت برده بودم...

بعد به این فکر کردم اگه ناصر الدین شاه همین حالا ها یهو از قبر سر بر میاوورد با دیدن این خانم ها و این مدل ها چه قیافه ای میشد؟! 

باربی های امروزی با این همه رنگ و لعاب و ابروهای نخی و مداد کشیده و پروتز کرده کجا و بانوهای چاق و تپلی و ابروهای پیوندی و کمونی حرمسرای جناب ناصرالدین شاه کجا...

مردا هم در نوع خودشون قابل مقایسه ان... سبیل کلفتای با مرام و لوطی کجا و پسران ابرو برداشته و شلوار از پا سرازیر امروزی کجا!!!

بالاخره ببین از کجا به کجا!!!

 

نویسنده : رها بانو ; ساعت ٤:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/۱۱
comment نظرات () لینک