بفرما قهوه تلخ!


+ دااااااد زدم

صبح اول شنبه که واسه آدم اعصاب نمیزارن که ...

حالا هی من میخوام مثبت باشم... هی میخوام هیچی نگم... هی میخوام خودمو خر کنم... اگه گذاشتن...

بیچاره رضا... باز امروز سرش داد زدم!!

بخدا من مقصر نبودم خودش هی لج منو درآوورد... به اندازه کافی تنبل هست که منو منفجر کنه حالا بیاد واسه من قیافه ه بگیره خیلی زور داره... 

کارای خودش رو میندازه گردن من... خب آقاجان اگه قراره من کارای رضا رو انجام بدم رودربایسی که نداریم؛ بیان بهم بگن آقا این کارای تو و هر روزم باید جواب بدی!! 

امروز صبح که بازم رضا با همه توضیحات من مبنی بر اینکه آقا اولا من لیست آپ نمیکنم دوما این لیست بیا بریز خودت آپ کن سوما ی سری فاکتور اصلا توی دفتر نیست؛ بازم بهم گیر داده که این لیستا چرا آپ نیست!!!!

الان من باید چیکار میکردم؟ توی افق که نمیشد محو بشی... چون افقی واسه اینجا جا نگذاشتن؛ اما داد که میشد زد! من گزینه دوم رو انتخاب کردم... اما بعدش دلم واسش سوخت!!

خیلی موش میشه وقتی مقصره اما متاسفانه به هیجاش برنمیخوره که ی تکنی به خودش بده...

بالاخره اینکه من هفته رو با داد شروع کردم!

نویسنده : رها بانو ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۳/۳٠
comment نظرات () لینک