سنگ قبر آرزو

اینقد دلم گرفته بود یهو این شعره آمد تو نظرم...

چقدر این آهنگ قشنگه...

آسمان چشم او آیینه کیست
آنکه چون آیینه با من روبرو بود
درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد
سرنوشت این جدایی دست او بود
گریه نکن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دلهای ما 
با غم هم آشنا کرد
آه با غم هم آشنا کرد
چهره اش آیینه کیست 
آنکه با من روبرو بود
درد و نفرین بر سفر
این گناه از دست او بود 
آه این گناه از دست او بود
ای شکسته خاطر من
روزگارت شادمان باد
ای درخت پر گل من 
نو بهارت ارغوان باد
ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
آه سنگ قبر آرزو بود
من گلی پژمرده بودم
گر تو را صد رنگ و بو بود
آنچه کردی با دل من
قصه سنگ و سبو بود
ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
آه سنگ قبر آرزو بود
/ 0 نظر / 27 بازدید